ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم

شروع باید کرد چون که پایان نزدیک است!

#بسم الله الرحمن الرحیم#

سلام

خواستم یه شروع دوباره کنم

گفتم دوباره چون قبلا هم وبلاگ داشتم اما به توصیه یکی از دوستان برای بازدهی بیشتر مهاجرت! کردم به اینجا

نمیدونم چی میخوام بگم شاید حرفام توی بقیه پست ها عیان باشه به قول شاعر

رنگین سخن در سخن خویش نهان اند / از نکهت خود نیست به هرحال جدا گل

البته تعریف از خود نباشه شاعر برای یه سری دیگه گفته :)

اما گفتم اهل اسلامم پس سخنم رو با پیامبر اسلام شروع میکنم

پیامبرم محمد است

پیامبری که روی او کم کار شده!

بعضی او را به نرمی رفتار و مهربانی اش میشناسند!

اما باید دانست محمد کسی است که علی شجاع ترین سرباز او! میگوید هنگامی که جنگ میشد آنچنان به قلب دشمن میتاخت که ما به او پناه میبردیم(نهج البلاغه)

بعضی هم او را به عبادت و تهجدش میشناختند کسی که احتمالا حتی یک شب را خواب درست و حسابی نداشته است!بعضی گمان میکنند محمد انسانی بوده که از دنیا بریده بوده و انرا ترک کرده اما تاریخ صدر اسلام از خانواده دوستی و مهربانی هایش با زنان و فرزندانش گفته است

محمد زیباترین پدیده خداست!

و گمان میکنم شب تولد او بهترین روز خداست!(مضمون یکی از مطالب عین لام)

و یه آیه هم از قرآن کتاب پیامبر اسلام:

إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الَّذِینَ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِهِ صَفًّا کَأَنَّهُمْ بُنْیَانٌ مَرْصُوصٌ

به قول مرحوم قیصر امین پور(برادر چه شد رسم اخوانیه/بیا یاد عهد اخوت کنیم)

پیمان برادری

 

و یه کلام هم امیرالمومنین ،عترت پیامبر اسلام،:

دوستی و محبت را از دل بپرسید چراکه دلها گواهانی رشوه ناپذیرند

****

اگر وبلاگم مطالب حق میذاره خدایا بازدیدش رو زیاد کن!

اگر باعث میشه مردم وقتشون تلف شه خدایا یه بازدیدم زیاده!

اما اونهایی که اومدن حالا که اومدین اگر اشتباهی هست اصلاحش کنید و نظر بذارید چون تو بعضی وبلاگ ها بازدیدکننده کاذب هست!

یعنی آمار بازدید بالاست اما همه پنجره رو باز کردن در عرض 1 ثانیه بستن!

نظرات شما من رو مصمم تر میکنه حتی نظر مخالف.دری وری زیاد میگم خب طبیعیه که از نظر مخالفم بدم نمیاد پس نظر بدید

***

بشریت مرهون فاطمه است(رهبری)

زهرا

 

 

۳۴ نظر موافقین ۱۰ مخالفین ۰
سروش الف

بخواب آوینی که ما...

بسم الله ...
واقعا وظیفه ی من چیست؟
در همه جای دنیا دارند شیعیان را می کشند و سر می برند و من صبح تا شبم را درگیر فوروارد کردن و لایک ستاندنم!
صبح تا شب را درگیر خواندن مطالب متفرقه و زرد و به درد نخور می کنم. مشکل هم همین جاست که همه ی ما در این گرداب وحشتناک کشیده شده ایم.
از وبگردی هایمان و شبکه اجتماعی رفتن هایمان تعبیر جنگ نرم می کنیم! ... و این طور کشتن تدریجی خودمان را شهادت جلوه میدیم!...


حالا سوریه و عراق و نیجریه و کشمیر و یمن و بحرین و لبنان و افغانستان و فلسطین به کنار...
دارند در ام القرای اسلام، روزانه و به تدریج کرور کرور آدم را خفه فطرت و دین کش می کنند و ما همچنان داریم در خودمان به لایک زدن ها می پردازیم... دارند غرق میشوند در دریا و ما در کنار ساحل قدم زنان فیلم می گیریم و هر از گاهی غرولندی هم می کنیم که چه وضع سیاه و بدی شده است که مردم دارند در دریا غرق میشوند!...


حالا این ها هم که به کنار
کار فرهنگی نمی توانی بکنی، خب نکن! چرا خودت را جمع نمی کنی؟؟؟؟؟
مهم ترین وظیفه ی من جمع کردن خودم است. باید هر چیز غیر از خداست را از دلم بیرون بریزم.
می دانیم که طبق قضیه ی پیوستگی و بولزانو، موقعی هست که امام زمان منتظر یک نفر هستند! فرض کن آن موقع همه با خود بگویند که ما که نمی توانیم خودمان آدم شویم. لا اقل بگذار کار فرهنگی بکنیم تا بقیه را به راه راست هدایت کنیم!
همان قدر که ما آدم شدیم، بقیه هم به دست ما آدم می شوند!
برادر من! برو خود را باش. اگر هم کار فرهنگی می کنی از یک نیت خداجویانه و رضایت امام طلبانه و خودسازانه باید برخاسته باشد، نه دلسوزی برای جامعه ...


عقل معاش می گوید شب هنگام خفتن است ... اما هوس می گوید تا صبح بیدار باش و به وبگردی و شبکه اجتماعی بازی بپرداز تا شعاع بوی گند بی تفاوتی مان عالم را فرا بگیرد و این طور زمینه سازان واقعی ظهور حضرت باشیم...
بخواب آوینی که ما تا خود صبح بیداریم و پاسدار این جمله ات هستیم...


پی نوشت: أتأمرون الناس بالبر و تنسون انفسکم ...





متن بالا از "وبلاگ شفیقم" در قسمت پیوند ها کپی شده

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سروش الف

دو از چشم فریدون... داریم میریم به میدون

به قول این کانال های تلگرامی با "پدیده ای مواجهیم" که :

چهار سال یکبار برای مدتی 3 ماهه ادبیاتش تند تر و افراطی تر میشود و از رفع حصر سخن میگوید و از دادن آزادی های کلان به مردم و حل معضلات اقتصادی و تحول های دیپلماتیک و ... ؛ خودش را به تمام هنرمندان بی فکر سیاسی بند میکند تا رای جمع کند نه تنها که به آنان حتی به جریان های فکری اصلاحات هم بند میکند و سلام میدهد به سید اصلاحات! به قول دوستی کم نمانده به گلشیفته هم بند کند! به هر حال این پدیده جالب با رای بین 50 الی 60 درصد بعد از انتخابات 180 درجه تفاوت پیدا میکند و به همان مواضع قبلی فراجناحی!!! خودش باز میگردد و زبان به تمجید از ارزش های انقلاب باز میکند چه کسی فکر میکند که او همان مواضع قبلی را دارد؟! به هر حال ملت ما یاد گرفته اند بیشتر دور کسی جمع شوند که بیشتر چاخان میکند این مرد حتی اگر تمام فکر هایش هم درست باشد این طرز رفتار حتی با هوادارانش را نمیپسندم البته ناگفته نماند بعضا متلک هایی نثار رقبای انتخاباتی میکند مثلا از "موسیقی سطح پایین" سخن به میان میاورد حالا اینکه آن موقع که از میرحسین طرفداری میکد سطح پایین نبود بماند و این که خواننده "سوسن خانم" سطح بالاست هم بماند! 

اگر صحبت سر دروغ گفتن ها و متلک دروغ زدن ها و تهمت و افترا زدن ها و بی اخلاقی ها باشد بعضی ها! روی تمام کاندیداهای کل دوران 4 دهه ای جهمهوری اسلامی را سفید کرده اند! اما ای کاش فقط همین بود ای کاش رییس جمهورمان یک فرد عملگرا اما بد اخلاق بود؛مسئله اینجاست که این دوست عزیز حتی در جلسات هیات دولت هم حضور موثری ندارد اصلا عملا جلسات با حضور جهانگیری اجرا میشود و این آقا کلا سرگرم چیز های دیگریست(مدیونید فکر کنید صاف بودن پوست رییس جمهور 70 ساله همینطوری خدادادیست!)ترجیح میدادم حداقل اگر قرار است سکولاری روی کار بیاید یک سکولار متعهد بیاید نه کسی که علی رغم عضویتش 0 یا 1 یا 2 بار تنها در جلسه مبارزه با مواد مخدر شرکت کرده 

با پدیده ای مواجهیم که در نشست خبری پس از انتخابش از ارزش های انقلابی سخن به میان میاورد و میگوید همه به آن ارزش ها معتقدیم اما سندی را امضا میکنند که علی رغم همه توجیه هایی که کرده اند که آقای ما امضا نکردیم و فقط آوردیم کمی بدان عمل کنیم! و هزار توجیه دیگر داد مراجع تقلید را هم در اورده به یاد ندارم مساله ای در دولت 9 یا 10 اینقدر کلان بین مراجع هم مطرح شود که راسش رهبری است سندی که با تمام لاپوشانی ها ایران را ملزم به تغییر فرهنگ خود میداند و به بهانه ی مقابله با ایدز باید به کودکانمان اسرار شب عروسی! را یاد بدهیم آقای رییس جمهور 67 درصد ایدز کشور مربوط به سرنگ های آلوده معتادان و نیز همسران آن ها ست راستی شما  چند بار در جلسات مبارزه با مواد مخدر شرکت کرده اید؟؟!!!

غرضم از این نطق طولانی اما هنوز ناقص (که حرف های زیادی دارم که اگر نمیترسیدم حتی یک نفر هم نخواند آنقدر مینوشتم تا خالی شوم! )این بود که این رییس جمهور حتی مثل بازرگان لیبرال نیست تا حداقل دل خوش کنیم به آینده لیبرالی کشور! ایشان کشور را به دره ای پرت خواهند کرد

آقای حسن روحانی شما به حکم جمهوریت نظام اسلامی رییس جمهور این مملکت خواهید بود امیدوارم به جای سرگرم شدن به آفتاب برجام (که البته نورش برای غرب بود و فرابنفشش نصیب ما)شما را به خدا یک دهم آن چیز که نشان میدهید دغدغه داشته باشید تا ببینید چه اتفاقی میافتد!

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
سروش الف

نیمه شعبان مضحک!

بنده ی خدایی را دیدم که عاشق سینه چاک کسی بود ومیان جمعیت عشاق دستش را گرفته بود و میکشید تا ببوسد کسی فریاد زد:هوووی چه جور عاشقی هستی؟! دستش را از کتفش کندی!عاشق واله جواب داد:"به جهنم! من میخواهم دستش را ببوسم چه کار به این چیز ها دارم!!!"

بگذریم...
حکایت بعضی هاست که نیمه شعبان را با عشق دنبال میکنند و از تولد گرفتن ها و نذری ها دریغ نمیکنند از پخش نوای گرم فلانی و فلانی خسته نمیشوند و هی اشک میریزند در فراق یار و میخوانند شعر حافظ را:"ای غایب از نظر به خدا میسپارمت..."
اما خب,امام زمان  اگر بنا بود با صرف این اشک ها و با این نواها و با این نذری ها و با این کار ها بیاید که 1100 سال پیش میامد که این همه فقیه و عالم و عارف و مردم عادی سالهاست برایش فقط این کار ها را کرده اند و نیامده و این یعنی این کار ها گره را باز نمیکند حاجی!
از این هم بگذریم...
در فضای دانشگاه بودم که جایی نوشته بودند:"روزی می آید که با یک گل بهار میشود"عجب تفکر غلطی! دوستی به من گفت پس چرا نمیآید تا بهار شود و سخت سکوت کردم از سیاست های فرهنگی یک لنگ به هوای دانشگاه صنعتی اصفهان که واقعا اگر بناست با همین یک نفر بهار شود خب چرا نمیآید این چه جور امام زمان مهربانی است!!
از این هم بگذریم...
نیمه شعبان است و پیرمرد های مسجد دور هم جمعند دعا میخوانند دعای فرج را! دخترکی 9 ساله از من پرسید آقا پسر! 1100 سال دعای فرج خوانده اید چیزی نشد چه چیز را میخوانی و به چه کس امیدداری؟ درماندم! به همین سادگی! او را پیش پیش نماز بردم و گفتم سوالت را دوباره بپرس سوالش را پرسید پیش نماز جواب داد خب خودمان کوتاهی کردیم ور نه اماممان مهربان است دخترک پرسید یعنی چه مهربان است؟!! خب ما چه کوتاهی کردیم؟ پیش نماز گفت:عزیزم حجاب!  و دخترک رفت تا عمری را به حفظ  حجاب و خواندن مدام دعای فرج بگذراند تا شاید برسد آن امام مهربان! 
و پیرمران همه گفتند:" به به !حاج آقای عادلی مثل شما ندیده بودیم!"
و آن دخترک رفت؛اما همچنان برای من سوال است که چرا واقعا هیچ اتفاقی نیافتاده! ما که 1100 سال است همین کار ها را میکنیم یعنی باید تعقیبات نمازمان عوض شود؟ یا باید دعاهایمان عوض شود یا شاید هم باید طرز وضو گرفتن عوش شود تا بیاید یا شاید هم گریه هایمان به اندازه کافی نیست؟!
بگذریم از اینها...
جمعه ها پخش مناظره سیاسی در مهمانی خانوادگی:
بزرگ فامیل:فلانی این ها همه شان سر و ته یک کرباس اند از اول به دروغ سیاست را به اسلام بسته اند و این ها را گفتند تا قدرت و حکومت را به دست بگیرند و الا همه میدانند که اسلام در طهارت مستراح است!و در شکیات نماز! 
یاد جمله ای میافتم از بزرگی که میگفت: شاید شما خودت را از سیاست بکشی کنار اما حواست باشد که هر سیاست غلطی یک بلای اجتماعی به همراه دارد و بدان که این بالایا دیگر فقط مختص سیاسیون نیست گریبان تو را هم میگیرد حالا هی زجه بزن که آقای من سیاسی نبودم به من چه ربطی دارد؟!
و یک رهبری در یک جای دنیا میگفت روزی:
بار ها گفته ام در قضایای تاریخ اسلام چیزی که امام حسن مجتبی را شکست داد نبودن تحلیل سیاسی در مردم بود
و من مینویسم دوباره زیر عکس آن شهید زنده:



عمامه ات را با چفیه و سلاحت میپسندم!


۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
سروش الف

نام بیماری: .... فکری و کلامی

سلام

گاهی وقت ها فکر میکنم دارم از حرف لبریز میشوم

و مثل مجنونی که الان است با رهگذر خیابان هم درددل کنم و حرف بزنم

اما تا به وبلاگ (مکانی برای ریختن بیرون درون!)می آیم و شروع به لمس دکمه های keyboard میکنم

اصلا کلا فراموش میکنم چه میخواهم بگویم

اصلا گویی سال هاست حرفی ندارم و چیزی ننوشته ام و نگفته ام

برای این بیماری اسم هم گذاشته ام البته اسم قشنگی نیست؛ نمیگویم:)

شما هم برایش اسم بگذارید به صلاحدید خودتان!احتمالا دچارش میشوید یا شده اید

عین همین بیماری را برای فکر کردن دارم گاهی میخواهم ساعت ها فکر کنم

اما تا میخواهم پشت دستگاه تفکر بنشینم تا با آن از معلومات به مجهولات برسم

گویا ماده اولیه ای در کار نیست!

به ناچار مجبورم سرم را گرم چیزی کنم تا از عذاب آن بیماری در امان باشم

به قول بیکن برخی مثل کرم ابریشم هستند برخی مثل مورچه و برخی مثل زنبور

مورچه آن کسی است که فقط معلومات را مثل مورچه جمع میکند اما هیچ گاه به سراغ این نماید که خودش تفکر کند کانه یک هارد با ظرفیت زیاد!

برخی هم مثل کرم ابریشمند که ماده اولیه ای ندارند و فقط میخواهند با داشته های کم خودشان تفکر کنند این ها هم مثل کرم به خود میتنند و خود را از بین میبرند و به اصطلاح خود خوری میکنند(البته در اصل کرم این کار را نمیکند اما خودتان مرحوم بیکن را ببخشید:دی)

برخی هم مثل زنبور هستند به همان نسبت که مواد اولیه استعمال میکنند همان میزان تولید میکنند و از سرمایه فکر و عقل بهره میبرند و جامعه را بهره مند میکنند

به گمانم در دسته بندی آقای بیکن من هم مثل کرم هستم

مالامال سخن هستیم اما نمیتوانیم حرف بزنیم

ماشین تفکر داریم ولی نمیتوانیم فکر کنیم 



۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
سروش الف

فرق قیاس و اجتهاد در چیست؟(پاسخ عمومی)

قیاس چیست؟
اجتهاد چیست؟
رابطه این دو باهم چیست؟
بعضی ها قیاس را تعقل میدانند و واقعا برایشان سوال است که چرا "اول من قاس ابلیس"؟ و چرا در روایات امام صادق علیه السلام اینقدر از قیاس مذمت شده است و چرا مثلا قیاس ابوحنفیه جزء مسائل اساسی اختلاف نظر او با امام صادق است؟ آیا اینکه ما بگوییم پیامبر اکرم در فلان شرایط چنین کاری کرد پس من هم در این شرایط این کار را میکنم قیاس است یا اجتهاد؟!
روی این مبنا تا استدلالی میکنی نظیر این ها فورا یک عده میگویند قیاس نکن! 
فرق بین قیاس و تعقل(اجتهاد) چیست؟
چرا شیعه منابع تحقیق فقه را قرآن،سنت،اجماع و عقل میداند اما سنی ها قرآن،سنت،اجماع و قیاس را منابع میدانند فرق بین اجتهاد و قیاس در چیست؟
بگذارید مثالی بزنم از قیاس(روایت نقل به مضمون است)
امام صادق از ابوحنفیه پرسید:شنیده ام قیاس میکنی پاسخ داد:بله یابن رسول الله امام فرمود بگو ببینم نماز بالاتر است یا روزه؟ ابوحنفیه پاسخ داد:خب نماز چون نماز را در هر شرایطی باید خواند ولی روزه را میتوان به خاطر بیماری ترک کرد و قضایش را گرفت امام فرمودند:پس چطور است که خانم ها در فلان شرایط نماز و روزه را نمیخوانند ولی نماز قضا ندارد اما روزه را باید قضا کنند؟! اگر آنطور استدلال کردی چرا اینطورش را نمیبینی؟!
اما اجتهاد چیست؟
پس اجتهاد در چیست؟
آیا اینطور نیست که در مسائل روزمره مان مجبور هستیم قیاس کنیم؟
منتاظر پاسخ هستم
ادامه دارد....-ان شاءالله-
۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سروش الف

تشکل انحصار طلب

حرفا تو انگار واسه ما ها نه،واسه یه ملت دیگه نوشتی

وای ببین چه خبره جهنم،دین اگه حرفای توهه بهشـتی


چقدر گروه های سیاسی این انتخابات انحصار طلبند؟



۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سروش الف

انتخابات 96(قسمت 2)

مقدمه:این شا الله میخواهم در انتخابات پیش رو مصداقی تر و عینی تر وارد عرصه بشوم

و بیشتر مطالب رو با اسم منتشر کنم

طی اعلام وزارت کشور شش نامزد تایید صلایت شدند برای حضور در انتخابات:


حسن روحانی:رئیس دولت یازدهم، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، نماینده دوره‌های سوم تا پنجم مجلس خبرگان رهبری، نماینده دوره‌های اول تا پنجم مجلس شورای اسلامی (نایب‌رئیس مجالس چهارم و پنجم)، دبیر شورای عالی امنیت ملی در دولت‌های هاشمی‌رفسنجانی و خاتمی، رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام (۷۱ تا ۹۲)


سید مصطفی میرسلیم:عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، سرپرست نهاد ریاست‌جمهوری و مشاور عالی رئیس‌جمهور در دوره آیت‌الله خامنه‌ای، وزیر ارشاد دولت دوم هاشمی‌رفسنجانی، رئیس شورای مرکزی حزب موتلفه اسلامی


سید ابراهیم رییسی ساداتی:تولیت آستان قدس رضوی (ع)، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، نماینده دوره‌های چهارم و پنجم مجلس خبرگان رهبری، جانشین دادستان تهران (۶۴ تا ۶۸)، دادستان تهران (۶۸ تا ۷۳)، رئیس سازمان بازرسی کل کشور (۷۳ تا ۸۳)، معاون اول قوه قضائیه (۸۳ تا ۹۳)، دادستان کل کشور (۹۳ تا ۹۴)، رئیس شورای نظارت بر صدا وسیما (۹۱ تا ۹۵)، دادستان سابق ویژه روحانیت


سید مصطفی هاشمی طبا:وزیر صنایع سنگین در دولت‌ شهید باهنر، وزیر صنایع در دولت اول موسوی، رئیس سازمان تربیت بدنی و معاون رئیس‌جمهور در دولت دوم هاشمی‌رفسنجانی و دولت اول خاتمی


محمدباقر قالیباف:شهردار تهران، جانشین اسبق نیروی مقاومت بسیج، فرمانده اسبق قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیاء (ص)، فرمانده اسبق نیروی هوایی سپاه پاسداران، فرمانده نیروی انتظامی (۷۹ تا ۸۴)


اسحاق جهانگیری کوه شاهی:معاون اول دولت روحانی، وزیر معادن‌وفلزات دولت اول خاتمی، وزیر صنایع‌ومعادن ایران دولت دوم خاتمی، نماینده دوره دوم و سوم مجلس شورای اسلامی

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سروش الف

انقلابی گری در تاریخ

انقلاب بنی اسرائیل

اندکی از مرگ یوسف نگذشته بود که فقر و بدبختی گریبانگیر فرزندان یعقوب شد و نزدیکی حکومت فرعون معروف مصر که در جریانات موسی نام برده میشود (رامسس سوم)این بدبختی به اوج میرسد قرآن این را سوء العذاب مینامد و در راس این بدبختی ها بردگی شدید بنی اسرائیل بود تا آنجا که فرعون "انا ربکم الاعلی" سر میدهد دیگر بدبختی از منظر قرآن "یقتلون ابناءکم و یستحیون نسائکم" است

در چنین زمانی که بنی اسرائیل به ستوه امده بودند بهترین زمان برای ظهور یک منجی بود،موسی!

بنی اسرائیل گرد موسی را میگیرند و با نهایت تواضع از خداوند نجات ! را میطلبند نجات یعنی که در وضعیتی که حیات کسی عن قریب از بین برود کسی در ناباوری کسی را نجات میدهد و شاید بنی اسرائیل پیش خود فکر میکنند که حاضریم از گرسنگی بمیریم و خار های بیایان های سینا را بخوریم  اما دیکر طوق بردگی فرعون را نکشیم خداوند با رحمت خود نسبت به بنی اسرائیل و با خشم خود نسبت به فرعون رفتار میکند و بنی اسرائیل در انقلابی بزرگ از ستم فرعون رها میشوند

خداوند نعمت را به ایشان تمام میکند بنی اسرائیل ضعیف حالا به لطف خداوند در کمال ناباوری فرعون مصر را شکست میدهد!و برایشان از زمین و آسمان نعمت فرو میفرستد و مستضعفان را وارثان زمین قرار میدهد برای جامعه ایران امروز این نعمت ها آشنا نیست؟! 

اما درست از وقتی که بنی اسرائیل نیل را به سمت سرزمین سینا ترک میکند حرف و حدیث ها شروع میشود و دو موریانه به جان انقلابشان می افتد؛دو موریانه ای که پایه های انقلابشان را میجود و این دو برای ایران امروز خیلی آشناست

اول معاوضه ارزش های بزرگی بود که بنی اسرائیل با آین ارزش ها از مصر خارج شد با آن دسته نیاز هایی که صد البته بسیار مهم است و آن معیشت و آب و غذا بود البته این نیاز ها بسیار مهمند و از کلمات علی در نهج البلاغه و تاکیدات متوالی بر میآیند اما نه در زمانی که امر دایر بر ارزش یا این نیاز ها باشد!

کم کم بنی اسرائیل به جای آیات خداوند از موسی خاک و آنچه از آن میروید را میطلبد!و حتی حرف های روشنفکرانه ای میزند که باز هم برای ما آشناست! مثلا میگوید:" موسی ما بدبخت بودیم و تو بدبخت ترمان کردی!"

موسی به قومش با تاسف میگوید"به مصر هبوط کنید که آنجا هرچه بخواهید فراهم است!"

دوم موریانه ای که پایه های انقلاب بنی اسرائیل را میخورد درک غلط و تحریفاتی بود که معنویات و ارزش ها را هدف رفته بود،حالا بنی اسرائیل و شاید نخبگان بنی اسرائیل تحت تاثیر سال ها فرهنگ مصریان از موسی خدای دیدنی !  میطلبد و همین مساله باعث میشود تا موسی وقتی پس از 40 روز از کوه طور برگشت و فرامین الهی را دریافت کرد با گوساله ای از طلا روبرو شد که صدایی میدهد و مردم بر گرد او طواف میکنند! و در مقابل او به کار های زشت دست میزنند

 و اینگونه شد که بنی اسرائیل از آن همه نعمت هایی که خداوند به ایشان عطا کرده بود محروم شد و قریب 400 سال در بدبختی های معنوی و مادی فرو رفت تا طالوت و داود و سلیمان به حکومت رسیدند و البته این دوران هم دوام  زیادی نداشت و بنی اسرائیل تا ابد آقایی و سیادت را از دست داد و به صفحات عبرت انگیز تاریخ پیوست!

و ما اکثر العبر و اقل الاعتبار

خلاصه چیز هایی که از سخنرانی آقای مهدوی  ارفع در داشنگاه صنعتی درباره انقلاب فهمیدم

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سروش الف

CHALANGE

بی مقدمه بروم سر اصل مطلب

18 - 19 سال از عمر من میگذرد اما هنوز نمیدانم اسلام چه میخواهد بگوید!

چه چیزی را میخواهد و چه چیزی را نمیخواهد

چه چیز را هدف و چه چیز را وسیله میداند

اولویت اش چیست؟

هر چه پرسیدم جوابی جز این نشنیدم که اسلام حق را میگوید!

خب واقعا زحمت کشیدند!!

همه ی ایدئولوژی ها حق و خوبی را میخواهند

مگر نه اینکه زردشتی ها میگویند پندار نیک کردار نیک گفتار نیک؟

نیک و حق حق گفتن که چیزی را حل نمیکند ای کاش کسی بود که برایم بگوید چه چیز خوب است.و چه چیز بد

مدام این را میشنویم که فلان چیز به مصلحت نظام نیست!

خب نباشد.به درک!

اصلا چه کسی گفته این نظام اسلام را میگوید و میخواهد؟

چرا خاتمی نیاید چون مخالف نظام است؟!

خب به جهنم که مخالف است!

این همه دم از آزادی تفکر میزنند اما بستر این آزادی فراهم نیست

اینها را با غیظ و غضبی وصف ناپذیر برایم گفت و منتظر جواب شد

و فقط توانستم ثانیه های کمی شورش سوالات او را سرکوب کنم

اینک ذهن او هم بر او تیغ کشیده است و چه سخت کودتایی است

با خود میگویم من هم مسئولم

چراکه اگر واقعا جوابی برای این سوالش داشتم پاسخش را میدادم

"واقعا اسلام چه میخواهد بگوید؟"



۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سروش الف

وقتی دین خدا نیازمند من و توست!

وقتی که عبیدالله بن زیاد به رؤسای قبایل کوفه گفت بروید و مردم را از دور مسلم پراکنده کنید وگرنه پدرتان را در میآورم چرا امر او را اطاعت کردند؟! رؤسای قبایل که همه‌شان اموی نبودند و از شام نیامده بودند! بعضی از آنها جزو نویسندگان نامه به امام حسین علیه‌السّلام بودند. شَبَثْ بن ربْعی یکی از آنها بود که به امام حسین علیه‌السّلام نامه نوشت و او را به کوفه دعوت کرد. همو، جزو کسانی است که وقتی عبیدالله گفت بروید مردم را از دور مسلم متفرّق کنید قدم پیش گذاشت و به تهدید و تطمیع و ترساندن اهالی کوفه پرداخت!

چرا چنین کاری کردند؟! اگر امثال شَبَثْ بن ربْعی در یک لحظه‌ی حسّاس، به جای این‌که از ابن زیاد بترسند، از خدا میترسیدند، تاریخ عوض میشد. گیرم که عوام متفرّق شدند؛ چرا خواصِ مؤمنی که دوْر مسلم بودند، از او دست کشیدند؟ بین اینها افرادی خوب و حسابی بودند که بعضیشان بعداً در کربلا شهید شدند؛ اما این‌جا، اشتباه کردند.

البته آنهایی که در کربلا شهید شدند، کفّاره‌ی اشتباهشان داده شد. درباره‌ی آنها بحثی نیست و اسمشان را هم نمیآوریم. اما کسانی از خواص، به کربلا هم نرفتند. نتوانستند بروند؛ توفیق پیدا نکردند و البته، بعد مجبور شدند جزو توّابین شوند. چه فایده؟! وقتی امام حسین علیه‌السّلام کشته شد؛ وقتی فرزند پیغمبر از دست رفت؛ وقتی فاجعه اتّفاق افتاد؛ وقتی حرکت تاریخ به سمت سراشیب آغاز شد، دیگرچه فایده؟! لذاست که در تاریخ، عدّه‌ی توّابین، چند برابر عدّه‌ی شهدای کربلاست. شهدای کربلا همه در یک روز کشته شدند؛ توّابین نیز همه در یک روز کشته شدند. اما اثری که توّابین در تاریخ گذاشتند، یک هزارم اثری که شهدای کربلا گذاشتند، نیست! به‌خاطر این‌که در وقت خود نیامدند. کار را در لحظه‌ی خود انجام ندادند. دیر تصمیم گرفتند و دیر تشخیص دادند.

چرا مسلم بن عقیل را با این‌که میدانستید نماینده‌ی امام است، تنها گذاشتید؟! آمده بود و با او بیعت هم کرده بودید. قبولش هم داشتید. به عوام کاری ندارم. خواص را میگویم. چرا هنگام عصر و سرِ شب که شد، مسلم را تنها گذاشتید تا به خانه‌ی طوعه پناه ببرد؟! اگر خواص، مسلم را تنها نمیگذاشتند و مثلاً، عدّه به صد نفر میرسید، آن صد نفر دور مسلم را میگرفتند. خانه‌ی یکیشان را مقرّ فرماندهی میکردند. میایستادند و دفاع میکردند. مسلم، تنها هم که بود، وقتی خواستند دستگیرش کنند، ساعتها طول کشید. سربازان ابن زیاد، چندین بار حمله کردند؛ مسلم به تنهایی همه را پس زد. اگر صد نفر مردم با او بودند، مگر میتوانستند دستگیرش کنند؟! باز مردم دورشان جمع میشدند. پس، خواص در این مرحله، کوتاهی کردند که دوْر مسلم را نگرفتند.



ایام خیلی ایام مهمی است.اهل معرفت به میدان بیایند!

خواص به میدان بیایند؛خواص به معنای رجل سیاسی نیست.ای بسا چهره های شناخته شده ی سیاسی و نخبگان و آیت الله هایی که از عوام ها عامی ترند و ای بسا جوانان مومن و مخلص و متعهدی که هر کار میکنند با فکر و اندیشه است از هرکسی که فکر میکند دنباله رو این و آن نیست خواهش میکنم حقیقت را دریابد،به دنبالش باشد و اگر فهمید بقیه را به آن دعوت کند

این انتخابات خیلی مهم است اهمیت آن در این همه شبکه های داخلی و خارجی که شایعه درست میکنند از ثبت نام فلان نامزد تا مرگ رهبری هویداست

از همه جوانان میخواهم به سرنوشت تلخ توابین بیاندیشند! به سرنوشت تلخ کوفیان میاندیشند زنان به میدان بیایند و از زینب کبری درس تاثیر گذاری بگیرند مردان به تاثی از عباس بن علی به میدان بیایند از های و هوی مشتی قدرت طلب نترسید

اگر به نیت استمداد اسلام امدید شک نکنید به احدی الحسنین می رسید


۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۱
سروش الف