ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم

شروع باید کرد چون که پایان نزدیک است!

#بسم الله الرحمن الرحیم#

سلام

خواستم یه شروع دوباره کنم

گفتم دوباره چون قبلا هم وبلاگ داشتم اما به توصیه یکی از دوستان برای بازدهی بیشتر مهاجرت! کردم به اینجا

نمیدونم چی میخوام بگم شاید حرفام توی بقیه پست ها عیان باشه به قول شاعر

رنگین سخن در سخن خویش نهان اند / از نکهت خود نیست به هرحال جدا گل

البته تعریف از خود نباشه شاعر برای یه سری دیگه گفته :)

اما گفتم اهل اسلامم پس سخنم رو با پیامبر اسلام شروع میکنم

پیامبرم محمد است

پیامبری که روی او کم کار شده!

بعضی او را به نرمی رفتار و مهربانی اش میشناسند!

اما باید دانست محمد کسی است که علی شجاع ترین سرباز او! میگوید هنگامی که جنگ میشد آنچنان به قلب دشمن میتاخت که ما به او پناه میبردیم(نهج البلاغه)

بعضی هم او را به عبادت و تهجدش میشناختند کسی که احتمالا حتی یک شب را خواب درست و حسابی نداشته است!بعضی گمان میکنند محمد انسانی بوده که از دنیا بریده بوده و انرا ترک کرده اما تاریخ صدر اسلام از خانواده دوستی و مهربانی هایش با زنان و فرزندانش گفته است

محمد زیباترین پدیده خداست!

و گمان میکنم شب تولد او بهترین روز خداست!(مضمون یکی از مطالب عین لام)

و یه آیه هم از قرآن کتاب پیامبر اسلام:

إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الَّذِینَ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِهِ صَفًّا کَأَنَّهُمْ بُنْیَانٌ مَرْصُوصٌ

به قول مرحوم قیصر امین پور(برادر چه شد رسم اخوانیه/بیا یاد عهد اخوت کنیم)

پیمان برادری

 

و یه کلام هم امیرالمومنین ،عترت پیامبر اسلام،:

دوستی و محبت را از دل بپرسید چراکه دلها گواهانی رشوه ناپذیرند

****

اگر وبلاگم مطالب حق میذاره خدایا بازدیدش رو زیاد کن!

اگر باعث میشه مردم وقتشون تلف شه خدایا یه بازدیدم زیاده!

اما اونهایی که اومدن حالا که اومدین اگر اشتباهی هست اصلاحش کنید و نظر بذارید چون تو بعضی وبلاگ ها بازدیدکننده کاذب هست!

یعنی آمار بازدید بالاست اما همه پنجره رو باز کردن در عرض 1 ثانیه بستن!

نظرات شما من رو مصمم تر میکنه حتی نظر مخالف.دری وری زیاد میگم خب طبیعیه که از نظر مخالفم بدم نمیاد پس نظر بدید

***

بشریت مرهون فاطمه است(رهبری)

زهرا

 

 

۳۴ نظر موافقین ۱۰ مخالفین ۰
سروش الف

انتخابات 96(قسمت 2)

مقدمه:این شا الله میخواهم در انتخابات پیش رو مصداقی تر و عینی تر وارد عرصه بشوم

و بیشتر مطالب رو با اسم منتشر کنم

طی اعلام وزارت کشور شش نامزد تایید صلایت شدند برای حضور در انتخابات:


حسن روحانی:رئیس دولت یازدهم، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، نماینده دوره‌های سوم تا پنجم مجلس خبرگان رهبری، نماینده دوره‌های اول تا پنجم مجلس شورای اسلامی (نایب‌رئیس مجالس چهارم و پنجم)، دبیر شورای عالی امنیت ملی در دولت‌های هاشمی‌رفسنجانی و خاتمی، رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام (۷۱ تا ۹۲)


سید مصطفی میرسلیم:عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، سرپرست نهاد ریاست‌جمهوری و مشاور عالی رئیس‌جمهور در دوره آیت‌الله خامنه‌ای، وزیر ارشاد دولت دوم هاشمی‌رفسنجانی، رئیس شورای مرکزی حزب موتلفه اسلامی


سید ابراهیم رییسی ساداتی:تولیت آستان قدس رضوی (ع)، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، نماینده دوره‌های چهارم و پنجم مجلس خبرگان رهبری، جانشین دادستان تهران (۶۴ تا ۶۸)، دادستان تهران (۶۸ تا ۷۳)، رئیس سازمان بازرسی کل کشور (۷۳ تا ۸۳)، معاون اول قوه قضائیه (۸۳ تا ۹۳)، دادستان کل کشور (۹۳ تا ۹۴)، رئیس شورای نظارت بر صدا وسیما (۹۱ تا ۹۵)، دادستان سابق ویژه روحانیت


سید مصطفی هاشمی طبا:وزیر صنایع سنگین در دولت‌ شهید باهنر، وزیر صنایع در دولت اول موسوی، رئیس سازمان تربیت بدنی و معاون رئیس‌جمهور در دولت دوم هاشمی‌رفسنجانی و دولت اول خاتمی


محمدباقر قالیباف:شهردار تهران، جانشین اسبق نیروی مقاومت بسیج، فرمانده اسبق قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیاء (ص)، فرمانده اسبق نیروی هوایی سپاه پاسداران، فرمانده نیروی انتظامی (۷۹ تا ۸۴)


اسحاق جهانگیری کوه شاهی:معاون اول دولت روحانی، وزیر معادن‌وفلزات دولت اول خاتمی، وزیر صنایع‌ومعادن ایران دولت دوم خاتمی، نماینده دوره دوم و سوم مجلس شورای اسلامی

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سروش الف

انقلابی گری در تاریخ

انقلاب بنی اسرائیل

اندکی از مرگ یوسف نگذشته بود که فقر و بدبختی گریبانگیر فرزندان یعقوب شد و نزدیکی حکومت فرعون معروف مصر که در جریانات موسی نام برده میشود (رامسس سوم)این بدبختی به اوج میرسد قرآن این را سوء العذاب مینامد و در راس این بدبختی ها بردگی شدید بنی اسرائیل بود تا آنجا که فرعون "انا ربکم الاعلی" سر میدهد دیگر بدبختی از منظر قرآن "یقتلون ابناءکم و یستحیون نسائکم" است

در چنین زمانی که بنی اسرائیل به ستوه امده بودند بهترین زمان برای ظهور یک منجی بود،موسی!

بنی اسرائیل گرد موسی را میگیرند و با نهایت تواضع از خداوند نجات ! را میطلبند نجات یعنی که در وضعیتی که حیات کسی عن قریب از بین برود کسی در ناباوری کسی را نجات میدهد و شاید بنی اسرائیل پیش خود فکر میکنند که حاضریم از گرسنگی بمیریم و خار های بیایان های سینا را بخوریم  اما دیکر طوق بردگی فرعون را نکشیم خداوند با رحمت خود نسبت به بنی اسرائیل و با خشم خود نسبت به فرعون رفتار میکند و بنی اسرائیل در انقلابی بزرگ از ستم فرعون رها میشوند

خداوند نعمت را به ایشان تمام میکند بنی اسرائیل ضعیف حالا به لطف خداوند در کمال ناباوری فرعون مصر را شکست میدهد!و برایشان از زمین و آسمان نعمت فرو میفرستد و مستضعفان را وارثان زمین قرار میدهد برای جامعه ایران امروز این نعمت ها آشنا نیست؟! 

اما درست از وقتی که بنی اسرائیل نیل را به سمت سرزمین سینا ترک میکند حرف و حدیث ها شروع میشود و دو موریانه به جان انقلابشان می افتد؛دو موریانه ای که پایه های انقلابشان را میجود و این دو برای ایران امروز خیلی آشناست

اول معاوضه ارزش های بزرگی بود که بنی اسرائیل با آین ارزش ها از مصر خارج شد با آن دسته نیاز هایی که صد البته بسیار مهم است و آن معیشت و آب و غذا بود البته این نیاز ها بسیار مهمند و از کلمات علی در نهج البلاغه و تاکیدات متوالی بر میآیند اما نه در زمانی که امر دایر بر ارزش یا این نیاز ها باشد!

کم کم بنی اسرائیل به جای آیات خداوند از موسی خاک و آنچه از آن میروید را میطلبد!و حتی حرف های روشنفکرانه ای میزند که باز هم برای ما آشناست! مثلا میگوید:" موسی ما بدبخت بودیم و تو بدبخت ترمان کردی!"

موسی به قومش با تاسف میگوید"به مصر هبوط کنید که آنجا هرچه بخواهید فراهم است!"

دوم موریانه ای که پایه های انقلاب بنی اسرائیل را میخورد درک غلط و تحریفاتی بود که معنویات و ارزش ها را هدف رفته بود،حالا بنی اسرائیل و شاید نخبگان بنی اسرائیل تحت تاثیر سال ها فرهنگ مصریان از موسی خدای دیدنی !  میطلبد و همین مساله باعث میشود تا موسی وقتی پس از 40 روز از کوه طور برگشت و فرامین الهی را دریافت کرد با گوساله ای از طلا روبرو شد که صدایی میدهد و مردم بر گرد او طواف میکنند! و در مقابل او به کار های زشت دست میزنند

 و اینگونه شد که بنی اسرائیل از آن همه نعمت هایی که خداوند به ایشان عطا کرده بود محروم شد و قریب 400 سال در بدبختی های معنوی و مادی فرو رفت تا طالوت و داود و سلیمان به حکومت رسیدند و البته این دوران هم دوام  زیادی نداشت و بنی اسرائیل تا ابد آقایی و سیادت را از دست داد و به صفحات عبرت انگیز تاریخ پیوست!

و ما اکثر العبر و اقل الاعتبار

خلاصه چیز هایی که از سخنرانی آقای مهدوی  ارفع در داشنگاه صنعتی درباره انقلاب فهمیدم

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سروش الف

CHALANGE

بی مقدمه بروم سر اصل مطلب

18 - 19 سال از عمر من میگذرد اما هنوز نمیدانم اسلام چه میخواهد بگوید!

چه چیزی را میخواهد و چه چیزی را نمیخواهد

چه چیز را هدف و چه چیز را وسیله میداند

اولویت اش چیست؟

هر چه پرسیدم جوابی جز این نشنیدم که اسلام حق را میگوید!

خب واقعا زحمت کشیدند!!

همه ی ایدئولوژی ها حق و خوبی را میخواهند

مگر نه اینکه زردشتی ها میگویند پندار نیک کردار نیک گفتار نیک؟

نیک و حق حق گفتن که چیزی را حل نمیکند ای کاش کسی بود که برایم بگوید چه چیز خوب است.و چه چیز بد

مدام این را میشنویم که فلان چیز به مصلحت نظام نیست!

خب نباشد.به درک!

اصلا چه کسی گفته این نظام اسلام را میگوید و میخواهد؟

چرا خاتمی نیاید چون مخالف نظام است؟!

خب به جهنم که مخالف است!

این همه دم از آزادی تفکر میزنند اما بستر این آزادی فراهم نیست

اینها را با غیظ و غضبی وصف ناپذیر برایم گفت و منتظر جواب شد

و فقط توانستم ثانیه های کمی شورش سوالات او را سرکوب کنم

اینک ذهن او هم بر او تیغ کشیده است و چه سخت کودتایی است

با خود میگویم من هم مسئولم

چراکه اگر واقعا جوابی برای این سوالش داشتم پاسخش را میدادم

"واقعا اسلام چه میخواهد بگوید؟"



۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سروش الف

وقتی دین خدا نیازمند من و توست!

وقتی که عبیدالله بن زیاد به رؤسای قبایل کوفه گفت بروید و مردم را از دور مسلم پراکنده کنید وگرنه پدرتان را در میآورم چرا امر او را اطاعت کردند؟! رؤسای قبایل که همه‌شان اموی نبودند و از شام نیامده بودند! بعضی از آنها جزو نویسندگان نامه به امام حسین علیه‌السّلام بودند. شَبَثْ بن ربْعی یکی از آنها بود که به امام حسین علیه‌السّلام نامه نوشت و او را به کوفه دعوت کرد. همو، جزو کسانی است که وقتی عبیدالله گفت بروید مردم را از دور مسلم متفرّق کنید قدم پیش گذاشت و به تهدید و تطمیع و ترساندن اهالی کوفه پرداخت!

چرا چنین کاری کردند؟! اگر امثال شَبَثْ بن ربْعی در یک لحظه‌ی حسّاس، به جای این‌که از ابن زیاد بترسند، از خدا میترسیدند، تاریخ عوض میشد. گیرم که عوام متفرّق شدند؛ چرا خواصِ مؤمنی که دوْر مسلم بودند، از او دست کشیدند؟ بین اینها افرادی خوب و حسابی بودند که بعضیشان بعداً در کربلا شهید شدند؛ اما این‌جا، اشتباه کردند.

البته آنهایی که در کربلا شهید شدند، کفّاره‌ی اشتباهشان داده شد. درباره‌ی آنها بحثی نیست و اسمشان را هم نمیآوریم. اما کسانی از خواص، به کربلا هم نرفتند. نتوانستند بروند؛ توفیق پیدا نکردند و البته، بعد مجبور شدند جزو توّابین شوند. چه فایده؟! وقتی امام حسین علیه‌السّلام کشته شد؛ وقتی فرزند پیغمبر از دست رفت؛ وقتی فاجعه اتّفاق افتاد؛ وقتی حرکت تاریخ به سمت سراشیب آغاز شد، دیگرچه فایده؟! لذاست که در تاریخ، عدّه‌ی توّابین، چند برابر عدّه‌ی شهدای کربلاست. شهدای کربلا همه در یک روز کشته شدند؛ توّابین نیز همه در یک روز کشته شدند. اما اثری که توّابین در تاریخ گذاشتند، یک هزارم اثری که شهدای کربلا گذاشتند، نیست! به‌خاطر این‌که در وقت خود نیامدند. کار را در لحظه‌ی خود انجام ندادند. دیر تصمیم گرفتند و دیر تشخیص دادند.

چرا مسلم بن عقیل را با این‌که میدانستید نماینده‌ی امام است، تنها گذاشتید؟! آمده بود و با او بیعت هم کرده بودید. قبولش هم داشتید. به عوام کاری ندارم. خواص را میگویم. چرا هنگام عصر و سرِ شب که شد، مسلم را تنها گذاشتید تا به خانه‌ی طوعه پناه ببرد؟! اگر خواص، مسلم را تنها نمیگذاشتند و مثلاً، عدّه به صد نفر میرسید، آن صد نفر دور مسلم را میگرفتند. خانه‌ی یکیشان را مقرّ فرماندهی میکردند. میایستادند و دفاع میکردند. مسلم، تنها هم که بود، وقتی خواستند دستگیرش کنند، ساعتها طول کشید. سربازان ابن زیاد، چندین بار حمله کردند؛ مسلم به تنهایی همه را پس زد. اگر صد نفر مردم با او بودند، مگر میتوانستند دستگیرش کنند؟! باز مردم دورشان جمع میشدند. پس، خواص در این مرحله، کوتاهی کردند که دوْر مسلم را نگرفتند.



ایام خیلی ایام مهمی است.اهل معرفت به میدان بیایند!

خواص به میدان بیایند؛خواص به معنای رجل سیاسی نیست.ای بسا چهره های شناخته شده ی سیاسی و نخبگان و آیت الله هایی که از عوام ها عامی ترند و ای بسا جوانان مومن و مخلص و متعهدی که هر کار میکنند با فکر و اندیشه است از هرکسی که فکر میکند دنباله رو این و آن نیست خواهش میکنم حقیقت را دریابد،به دنبالش باشد و اگر فهمید بقیه را به آن دعوت کند

این انتخابات خیلی مهم است اهمیت آن در این همه شبکه های داخلی و خارجی که شایعه درست میکنند از ثبت نام فلان نامزد تا مرگ رهبری هویداست

از همه جوانان میخواهم به سرنوشت تلخ توابین بیاندیشند! به سرنوشت تلخ کوفیان میاندیشند زنان به میدان بیایند و از زینب کبری درس تاثیر گذاری بگیرند مردان به تاثی از عباس بن علی به میدان بیایند از های و هوی مشتی قدرت طلب نترسید

اگر به نیت استمداد اسلام امدید شک نکنید به احدی الحسنین می رسید


۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۱
سروش الف

احسن الحال یعنی؟

مطلب زیر کپی شده از وبلاگ "اخبات" و کانال تلگرامی "چشمه جاری":

با تبریک سال نو از صاحب دلها و دگرگونی ها می خواهیم که سال جدید را سال دگرگونی دل ها به سوی خود قرار دهد و از هر چیز که رنگ غیر حق داشته آزاد نماید و بر حق ثابت قدم بگرداند.

در آغاز هر سال نو این زمزمه استاد به گوشمان فراخوانده می شود و همه را به تفکر وا می دارد و دل ها را به خود می گیرد و می لرزاند که در کنار تحول ها؛ تحول در انسان ؛مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ و تحول در جهان ؛ مُحَوِّلَ الْحَوْلِ، باید به ثبات و ظرفیت و وسعت رسید و از اسارت موقعیت ها آزاد شد و به کوثر موضع گیری ها رسید که این همان احسن الحالی است که از ما خواسته اند به عدد روز های سال آن را در روز نوروز طلب کنیم.


ایشان می گویند: بهترین حال، حال کسى است که مى‏ داند در هر حالتى چه بکند و در هر موقعیتى چگونه موضع بگیرد. بهترین حال حالت کسى است که در گرو حالت‏ها نیست و وابسته به شرایط و موقعیت ‏ها نیست. درس خودش را مى‏ شناسد و درس خودش را مى ‏آورد.

سیدعبدالمجید فلسفیان(از شاگردان استاد علی صفایی)


۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
سروش الف

مرا بدینسان بمیران

خدایا چگونه مردن را به من بیاموز چگونه زیستن را خود درمیابم(مرحوم دکتر شریعتی)

از اصلی ترین ترین سوال های ما چگونه مردن است
و از اصلی ترین دعا های ما خوب مردن است
(اللهم اجعل محیانا محیا محمد  آل محمد و مماتنا ممات محمد و آل محمد)
شاید کمتر کسی باشد که به این واقعیت نیاندیشیده باشد
که بناست چگونه بمیرد و در چه حال خدای خویش را ببیند
و این علی بن الحسین است که میخواهد اینگونه مرگ را ملاقات کند



اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ                                   خدایا بر محمد و خاندانش  صلوات فرست
وَ اکْفِنَا طُولَ الْأَمَلِ                                             و ما را از درازی آرزوها رها کن
وَقَصِّرْهُ عَنَّا بِصِدْقِ الْعَمَلِ                                     و آن را با راست کاری کوتاه کن
حَتَّى لَا نُؤَمِّلَ اسْتِتْمَامَ سَاعَةٍ بَعْدَ سَاعَةٍ                      تا امیدمان نباشد  که ساعتی پس از ساعتی به پایان بریم
وَلَا اسْتِیفَاءَ یَوْمٍ بَعْدَ یَوْمٍ                                       و روزی را پس از روزی به سر آریم
وَلَا اتِّصَالَ نَفَسٍ بِنَفَسٍ                                         و نفسی را به نفسی دیگر پیوند زنیم
وَلَا لُحُوقَ قَدَمٍ بِقَدَمٍ                                             و قدمی را پس از قدمی دگر برداریم
وَسَلِّمْنَا مِنْ غُرُورِهِ                                             و ما را از فریب ارزوها سلامت دار
وَآمِنَّا مِنْ شُرُورِهِ                                               و از بدیشان ایمن دار
وَانْصِبِ الْمَوْتَ بَیْنَ أَیْدِینَا نَصْباً                             و مرگ را روبروی ما آنسان مجسم دار که از آن غفلت مکنیم
وَلَا تَجْعَلْ ذِکْرَنَا لَهُ غِبّاً                                        و یاد ما از او را گسسته و گاه گاه قرار نده
وَ اجْعَلْ لَنَا مِنْ صَالِحِ الْأَعْمَالِ عَمَلًا                       و ما را آنچنان به انجام کار های صالح موفق کن که...
نَسْتَبْطِئُ مَعَهُ الْمَصِیرَ إِلَیْکَ                                   بازگشتمان به تو را کند پنداریم
وَ نَحْرِصُ لَهُ عَلَى وَشْکِ اللَّحَاقِ بِکَ                         و در رسیدن به توحریص تر گردیم
حَتَّى یَکُونَ الْمَوْتُ مَأْنَسَنَا الَّذِی نَأْنَسُ بِهِ                    تا مرگ برایمان خانه آرامشی شود که در آن آرام گیریم
وَ مَأْلَفَنَا الَّذِی نَشْتَاقُ إِلَیْهِ                                      و جایی دوست داشتنی که مشتاقانه به آن درآییم
وَحَامَّتَنَا الَّتِی نُحِبُّ الدُّنُوَّ مِنْهَا                                و خویشاوندی که نزدیک شدن به او را دوست بداریم
فَإِذَا أَوْرَدْتَهُ عَلَیْنَا                                               پس آن هنگام که مرگ را به نزدیک ساختی
وَ أَنْزَلْتَهُ بِنَا فَأَسْعِدْنَا بِهِ زَائِراً                                و ما را به دامنش انداختی به ما به دیدار او نیکبختی بخش
وَ آنِسْنَا بِهِ قَادِماً                                                و آمدنش را مایه آرامش ما کن
وَ لَا تُشْقِنَا بِضِیَافَتِهِ                                            و به مکیزبانی او شوربختمان مکن
وَ لَا تُخْزِنَا بِزِیَارَتِهِ                                           و با دیدار او ما را به خواری نیفکن
وَ اجْعَلْهُ بَاباً مِنْ أَبْوَابِ مَغْفِرَتِکَ                            و مرگ را برایمان دری از در های مغفرتت
وَ مِفْتَاحاً مِنْ مَفَاتِیحِ رَحْمَتِکَ                                 و کلیدی از کلیدهای رحمتت قرار ده

 أَمِتْنَا مُهْتَدِینَ غَیْرَ ضَالِّینَ، طَائِعِینَ غَیْرَ مُسْتَکْرِهِینَ، تَائِبِینَ غَیْرَ عَاصِینَ وَ لَا مُصِرِّینَ
ما را راه یافته بمیران و نه گمراه،اطاعت کننده از تو و نه آنکه اطاعت تو را ناپسند بشماریم،تائب بمیران و نه عاصی و نه مصرّ
 یَا ضَامِنَ جَزَاءِ الْمُحْسِنِینَ، وَ مُسْتَصْلِحَ عَمَلِ الْمُفْسِدِینَ.
ای عهده دار پاداش محسنین و ای اصلاح کننده ی عمل تباهکاران
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سروش الف

استمرار

میگفت:

مثل بعضی ها در این شبکه های مجازی که از هر دری سخنی جمع کرده اند اهل جملات نوشتن و زیاد جمله جمع کردن نیستم اما با اینکه یک فرهنگی هستم و حتی اگر دفترم جمله باران باشد بر من حرج نیست اما دفترم خیلی کم جمله و ایه و روایت به در و دیوارش چسبیده و یکی از ان ها اینست

"این کار های مدام و مستمر ماست که سرنوشتمان را میسازد!"

بعضی ها به اصطلاح به وجد میآیند و مثلا یکباره ۵۰ هزار تومان درون صندوق میاندازند !البته ثوابش را میبرد ان شا الله اما سرنوشتش را چنان تغییر نمیدهد اما اوکه هر روز مقدار کمی از خوراک و پوشاکش را میبخشد از این ساحت افضل است یا مثلا او که حتی نمازش را بدون مستحبات میخواند یک شب را به حرمی میرود و تا صبح حالت گریه و دعا دارد هرچند خوب است و همینقدر سرنوشتش رقم میخورد و حرکت میکند اما آنکس که در هر نماز سجاده را با دعایی هرچند کوچک بدرقه میکند از او کار بهتری میکند به قول آقای رهبر بیایید برای خود چیزهای ثابتی ایجاد کنیم که ترک نشود مگر واقعا به اضطرار! و بدانیم همین هاست که نجاتمان میدهد

هشدار:آفت این روحیه استمرار طلبی این است که فرد همان کار یکباره را هم انجام نمیدهد نه این استمرار را

نه!آب دریا را اگر نتوان کشید    هم به قدر تشنگی باید چشید

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
سروش الف

فرمانده

چقدر از مالک خوشم میاید
یعنی شخصیت این مرد خیلی مجذوبم کرده
و اوج این جذابیت اینه که این فرد تقریبا در زمان عمر و قبل خیلی مرید علی نیست اما مگر نه که به قول عین.صاد اسلام راکد به کفر میانجامد و کفر متحرک به اسلام!این مرد از رویش های عجیب انقلاب مردم در زمان ۳۵ هجری هست و از یک شورشی در زمان عثمان میرسه به جایی که علی دربارش میگه:مالک برای من چونان علی است برای محمد! مالک با وجود همه خطا ها و حتی گاهی لغزش ها (مثال تاریخی داره) در رکاب علی یک شخصیتی میشه که شبیه علی ذوالابعاد میشه هم در سیاست هم در دیانت هم در اخلاق هم در شجاعت هم...و علی دربارش میفرماید:از مالک پیروی کنید که در زمان تندی کندی نمیکند و در زمان کندی شتاب نمیکند!
شاید برای همین هم بهد از شهادت ابوابراهیم کمر علی شکست!
از وقتی فیلم امام علی علیه السلام رو دیدم شیفته این مرد شدم(یه فیلم قدیمی که به نسل سومی هایی مثل من نمیرسه اما پر از نکات تاریخیه به شخصه در خانواده معروف شدم به اینکه nبار این فیلمو دیدم وو هربار یه چیز جدید تاریخی و اخلاقی یاد گرفتم!)
حالا سوال)مگه مالک اشتر چی داشت؟چرا مالک یک دفعه شتاب گرفت و حتی با اینکه قبل از شهادت عمار پشت عمار بود از خیلی ها گذشت و شد سنگ صبور علی شاید مالک کمتر از همه قربون صدقه علی میرفته.شاید کمتر از خیلی ها دعه و ثنا میخونده مالک چرا مالک شد(البته این اطلاعاتی که از مالک داده شد صرفا حاصل چسبوندن داستان ها و تاریخ و روایات ‌به هم است و ممکنه داده های من غلط باشه اما بنا به اخلاقم که دوس دارم روی مهجور های تاریخ کار کنم میخام یه کاری بکنم!)


پی نوشت: اولین وبلاگم رو به نام ابوابراهیم مزین کردم(البته بی تاثیر نیست که پدربزرگم میگفتند نسل ما به مالک اشتر میرسیم و وجه تسمیه اسم خانوادگی رو هم گفتن)
۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
سروش الف

فرق بزرگ!

میدونید تازه فهمیدم چه فرق بزرگیه بین عزای فاطمه و حسین

کشتی نجات حسین اوسع و اسرع هست

همه میان تو

محرم که میشه همون لات و همون گناهکاره و همون ... میان تو هیات

همشونم به اندازه خودشون رزق میبرن

اما فاطمیه مال اهل دلاس

مال با معرفتاس

با محبتا

به قول حافظ که میگه:

مدعی خواست که آید به تماشاگه راز

دست غیب آ»ود و بر سینه نا محرم زد


+فاطمه در همه ابعاد گمه در زمان در مکان  در مرام و مسلک

اللهم اجعل عاقبه امورنا خیرا


۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
سروش الف

حضرت مهتاب

نه مثل ساره ای و مریم

نه مثل آسیه و حوا

فقط شبیه خودت هستی

فقط شبیه خودت زهرا

وگر شبیه کسی باشی

شبیه نیمه شب قدری

شبیه آیه تطهیری

شبیه سوره اعطینا

شناسنامه تو صبح است

تو در تبسم و ما در نور

سلام ما به تو ای باران

درود ما به تو ای دریا

بخشی از متن یکی از موسیقی های ارزشی حامد زمانی به نام حضرت مهتاب

پینوشت مهم:امروز روشنگر و طلبه ارزشمند حاج آقای مهدوی ارفع اومدن میجد دانشگاه و صحبت های مهمی رو درباره انقلاب اسلامی و انقلاب بنی اسراییل و مردم در زمان علی علیه السلام و مقایسه این ها و علل و عموامل شکست انقلاب موسی و زمان علی بیان کردند که ان شا الله در مطلب بعد عرض میکنم با عنوان احتمالی شکست انقلاب لطفا در این یه مورد همراه باشید(اینکه برای خوندن مطالب خواهش کنم کم پیش میاد اما این بار خواهش میکنم!)

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سروش الف