ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم

۷ مطلب با موضوع «عترت رسول :: علی (سلام الله علیه)» ثبت شده است

واجبی که مستحبش میپنداری چیست؟!

شاید آخرین واجبی که محمد برای امتش واجب کرد را ندانید!

این واجب هر چند 70 روز هم دوام نداشت

اما بر مسلمین است که این بدانند

آیا کسی هست که بخواهد بداند

آن چه واجبی بود!

فرمود:مَعاشِرَالنّاسِ، إِنِّى أَدَعُها إِمامَةً وَ وِراثَةً (فى عَقِبى إِلى‏ یَوْمِ الْقِیامَةِ)، وَقَدْ بَلَّغْتُ ما أُمِرتُ بِتَبْلیغِهِ حُجَّةً عَلى کُلِّ حاضِرٍ وَغائبٍ وَ عَلى کُلِّ أَحَدٍ مِمَّنْ شَهِدَ أَوْلَمْ یَشْهَدْ، وُلِدَ أَوْلَمْ یُولَدْ، فَلْیُبَلِّغِ الْحاضِرُ الْغائِبَ وَالْوالِدُ الْوَلَدَ إِلى‏ یَوْمِ الْقِیامَةِ

«... هان مردمان! اینک جانشینى خود را به عنوان امامت و وراثت به امانت به جاى مى‌‏گذارم در نسل خود تا برپایى روز رستاخیز. و حال، مأموریت تبلیغى خود را انجام می‌‏دهم تا برهان بر هر شاهد و غایب و بر آنان که زاده شده یا نشده‌‏اند و بر تمامى مردمان باشد. پس بایسته است این سخن را حاضران به غایبان و پدران به فرزندان تا برپایى رستاخیز برسانند...»

 

 

 

 

۲ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰
سروش الف

شاهدا بیاور جامی!


بسمک یا رحیم!

اولا تبریک عرض میکنم این عید خجسته رو!

قال الهادی علیه السلام:إنَّمَا الأعیادُ أربَعَةٌ لِلشّیعَةِ : الفِطرُ و الأضحى و الغَدیرُ و الجُمُعَةُ ؛ حدیث

امام هادى علیه السلام :شیعیان فقط چهار عید دارند : فطر ، قربان ، غدیر و جمعه .

ارزش این عید هم خیلی جالبه؛بعضی ها میگن تموم شدن فرصت های طلایی که خوشحالی نداره!اما...

ثانیا تمنای دعا دارم از روزه داران عزیز خصوصا روزه داران کنکوری! که نتیجه کنکورشون به نظرم همین عید فطره و نه 7 روز دیگه!سعی کنید در این دعا رقیب های کنکوری تون رو هم در نظر داشته باشید!

ثالثا همین چند دقیقه پیش کشف کردم که خطبه محرک که بالای وبلاگ تگ شده خطبه امیرالمومنین در خطبه ی فطر بوده پس با هم یکبار دیگه روی اون گزینه ی خطبه محرک کلیک کنیم!

رابعا توصیه میکنم تا پایان امشب دعای چهل و پنجم صحیفه زین العابدین علیه السلام رو که دعای امام در وقت وداع با ماه مبارک رمضان است بخوانیم!(اگر صحیفه رو در دسترس ندارید اینجا کلیک کنید)

و در پایان شعری از حضرت لسان الغیب!(خوش به حال کسانی که مثل حافظ روزه گرفتند!)

 

زان می عشق کزو پخته شود هر خامی

گرچه ماه رمضانـــــــــــست بیاور جامی!

روزها رفت که دست من مسکین نگرفت

زلف شمشاد قدی ساعد سیم اندامی!

 

البته دقت شود که:خدا داند که حافظ را غرض چیست/و علم الله حسبی من سوالی!(این بیت مال غزل بالا نیست!)

 

 

 

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
سروش الف

احیای تفکر اسلامی(2)

اولا شب های عزیز قدر را بر شما تبریک میگویم پیشنهاد بسیار بسیار ویژه ی من برای وقت هایی که میخواهید مناجات کنید خصوصا این شبهای عزیزمناجات مسجد کوفه امیرالمومنین هست!

 

ثانیا:

گفتم که یکی از آسیب های تفکر اسلامی همان بی ارزش تلقی کردن عمل است حالا،باید توجه داشت که یکی از گروه هایی که باعث رواج این فکر شدند بنی امیه بودند!بنی امیه برای اینکه اعمال فاسدشان و فسق و فجورشان مردم را برانگیخته نکند،گفتند اساس ایمان است و چون قدرت و ثروت هم داشتند و نیز عالم نماهایی را هم به اصطلاح خریدند! توانستند این فکر را در جامعه تقویت کنند که اساس ایمان است و اگر ایمان درست شد عمل مهم نیست علم کلام میگوید : فرقه ای هم به نام "مُرجِئه" در قرن دوم هجری ایجاد شد که همین عقیده را داشت و از قضا مورد حمایت بنی امیه قرار گرفت خب آیا واقعا ایمان اصل است؟!از یک دیدگاه بله ایمان اصل است!از معصوم پرسیدند ایمان چیست؟فرمود:"الایمان معرفه باجنان و اقرار باللسان و عمل بالارکان"یعنی ایمان اعتقاد قلبی اقرار به زبان و عمل با اعضا را شامل میشود!اگر امروز به شیعه نگاه منید درست مثل مرجئه های سنی و درست عکس حدیثی که آورده شد فکر میکند و فکر مرجئه پیدا کرده است!میگوییم یک یاعلی بگو یا یک جلسه بیا عزاداری کن یعنی انتسابت را به حضرات معصومین محکم کن!حالا دیگر کارت درست شده!اساسا فلسفه شهادت امام شهیدمان،حسین علیه السلام،زنده کردن عمل اسلامی بود،اشهد انک قد اقمت الصلوه و اتیت الزکاه و امرت بالمعروف و نهیت عن المنکر و جاهدت فی الله حق جهاده یک وقت در همان قرون اولیه اسلام یک شیعه و یک مرجی با هم جدال میکردند و مرجی میگفت عمل مهم نیست و اساس عقیده و ایمان است و شیعه میگفت عمل از ایمان منفک نمیشود بنا شد از اولین کسی که از سر کوچه بگذرد بپرسند و حرفش را قبول کنند از قضا اولین نفر یک موسیقیدان(به تعبیر خودمان یک هنرپیشه)بود و مرجی گفت الان است که به نفع من حکم دهد جریان را برایش گفتند و او هم حرف جالبی را گفت:"از سر تا کمرم شیعه و از کمر به پایین مرجی هستم!" یعنی در فکر شیعه و در عمل مرجی هستم!

وی به حال ملتی که بگوید بهشت را به بها نمیدهد به بهانه میدهند! در حالی که علی از بهشت تعبیر ""ثمن"" میکند

مدینه هم مسلمان داشت هم مسیحی و هم یهودی روزی مسلمانان گفتند حالا که ما ماسلمانیم هرکار کنیم اشکال ندارد و ما ممتاز هستیم مسیحی ها گفتند خیر ما اینچنین هستیم و یهودی ها هم طبق معمول! همین حرف را میزدند ببینید قرآن چگونه جواب میگوید:"لَیْسَ بِأَمانِیِّکُمْ وَ لا أَمانِیِّ أَهْلِ الْکِتابِ مَنْ یَعْمَلْ سُوءاً یُجْزَ بِهِ "میگوید خدا با کسی قوم و خویش نیست و جریان نه آنطوری است که شما مسلمان میگویید و نه آن طور که آن دو گروه میگویند بلکه خداوند هرکس که عهمل بدی از او سر زند کیفر میکند

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
سروش الف

حرف های دلنشین آقا!



شعارهای_انقلاب را باید حفظ کرد؛ این یکی از بخش‌های بزرگ این جهاد_عظیم است؛ شعارها، جهت‌ها و راه را نشان می‌دهد؛ درباره‌ی شعارها فقط به احساسات اکتفا نشود، بایستی ژرف‌نگری در همه‌ی کارها وجود داشته باشد/ «سعی کنید در مسائل تعمّق کنید؛ وقتی عمق‌یابی کردید، این ایمانِ مستقر با هیچ نیرویی از شما جدا نخواهد شد.
مشکل اینهایی که می‌بینید یک روز تندتر از همه‌ی تندهایند و یک روز ۱۸۰ درجه به این‌طرف میغلتند، عمق نداشتن آن ایمان است.
داشتیم ما؛ اوایل انقلاب بعضی‌ها بودند که آن‌چنان تند و آتشی بودند که انقلابی‌های اصلی و قدیمی و سابقه‌دار را هم قبول نداشتند و به آنها هم ایراد میگرفتند امّا سطحی بودند.
این سطحی‌بودن بلای جانشان شد، از این‌طرف ۱۸۰ درجه غلتیدند؛ مَمشایشان عوض شد.»

سوم خرداد امسال،1395،

«[مارقین] یک جا آن‌قدر تند می‌ایستند که می‌گویند چون قرآن سرِ نیزه است، نباید به آن تیراندازی کرد؛ زیرا قرآن مقدّس است... با تهدید، امیر المؤمنین را وادار کردند جنگ را نیمه‌کاره رها کند.
همین‌ها بعد از آنکه فهمیدند فریب خورده‌اند و سرشان کلاه رفته است، از آن‌طرف آن‌قدر دچار تفریط شدند که گفتند همه‌ی ما کافر شده‌ایم و علی هم کافر شده است؛ لذا باید توبه و استغفار کند!
این افراد به‌خاطر اینکه ریشه‌ی معرفتی و اعتقادیِ درستی ندارند، به‌راحتی ۱۸۰درجه مسیر انحراف را طی می‌کنند.اگر بخواهید نمونه‌ی این قضیه را در انقلاب ما پیدا کنید، منافقین هستند.»

بیست و سوم آبان 1382

---------------------------------------

آیت الله مصباح یزدی:اگر جز با کشته شدن نتوان چهره منافقین و دشمنان اسلام را افشا کرد ، باید چنین کاری کرد

۴ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
سروش الف

از غصب خلافت تا بازگشت آن به علی از زبان خودش!

خطبه زیر معروف به خطبه شقشقیه هست

غصب خلافت و سقیفه همیشه برای فتنه شناسان ماجرایی داشته است و شاید کمتر کسی  از این بزرگ بگذرد و آنرا نادیده بگیرد این خطبه درد های کوتاه امیرمومنان از این واقعه است که قسمتی از آن بواسطه قطع شدن حرف های امام گفته نشد و همین باعث تاسف بسیاری چون ابن عباس(رضی الله عنه)شد( هَیْهَاتَ یَا ابْنَ عَبَّاسٍ تِلْکَ شِقْشِقَةٌ هَدَرَتْ ثُمَّ قَرَّتْ)

ضمنا این بار علی رغم میل باطنی خودم که همیشه دوست دارم متن عربی خطبات امام را بگذارم(به علت فصاحت و بلاغت بعد از قران بی نظیرش!)اما اینبار به علت زیاد بودن نسبی متن و فرصت نداشتن متن فارسی رو با ترجمه آقای دشتی میگذارم

ضمنا قسمت های مهم از نظر خودم با رنگ سبز مهمتر با رنگ آبی و مهمترین با رنگ قرمز مشخص شده تا کسانی که فرصت ندارند حتما این قسمت ه را مطالعه کنند

 

لطفا به ادامه مطلب بروید

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
سروش الف

وقتی بهشتی به ولایت علی شهادت نمیدهد!


با جدیت می گفت «بهشتی سنیه. أشهد أنّ علی ولی الله نمی گه.» یکی
بهش گفته بود «شب بیا پشت سرش نماز بخون تا بفهمی اشتباه میکنی.» «به بهشتی هم
سپرده بود» امشب که فلانی می آد این جمله را بلند بگو.» اذان و اقامه گفت ولی اشهد
ان علی ولی الله نگفت. به بهشتی اعتراض کردند «تو که هرشب میگفتی،حالا امشب چرا؟»
گفت «اگر امشب میگفتم به خاطر آن آقا بود. من که همه وجودم محبت علی است چرا باید
برای یک نفر دیگر بگویم؟»

۲ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
سروش الف

بی نشانه نوشتم برای گمنام شیعه!


بسم رب الفاطمه

اینجا نه زمین است نه آسمان

اینجا را باید بدانی که  کجاست

اینجا قلب من است با تمام عشق ها و نفرت ها با تمام دیده ها و نادیده های من

خواستم از خودم بگویم دیدم چیزی ندارم

هیچ چیز

همه دارایی من دو دست بود

دو دستی که به نشانه که گدایی به در خانه زهرا دراز کردم

به او گفتم:

من آنطوری نیستم که تو میخواهی

آنسان هم نخواهم بود

اما من هم...

اما من هم گرچه از شما دورم

اما غریبه نیستم

من در ساحل عشق تو عشق پدرت عشق همسرت عشق فرزندانت شن بازی کرده ام

حیف

من گناهکارم،ظالمم،بی لیاقتم... میدانم همه را میدانم

اما شما ای خانم من

شما به بزرگی معروفید

میدانم انتظار بس بی شرمانه ای است

اما مرا بخواه

و آوازه بزرگواری تو در محشر به گوشم رسیده است

سرورم

دلی لایق تو ندارم

به خدا ندارم

اما فطرتم با توست

به خدا که با توست

من بی تو خواهم مرد

به خدا خواهم مرد

ای بزرگوار

ای خانم مهربان

من نا محرم نیستم

دستی هم به من بکش

تو را به خاطر شب های گریه آلود علی

تو را به خاطر روز های غربت حسن

تو را به خاطر سر حسین

تو را به خاطر آخرین منجی

نمیدانم به که قسمت بدهم

تو را به خاطر خودت و آن پهلو وآن بازو زخمی

مرا هم نگاه کن

بی تو میمیرم

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سروش الف