ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم

۴ مطلب با موضوع «متفکرین اسلامی :: شهید مطهری» ثبت شده است

احیای تفکر اسلامی(2)

اولا شب های عزیز قدر را بر شما تبریک میگویم پیشنهاد بسیار بسیار ویژه ی من برای وقت هایی که میخواهید مناجات کنید خصوصا این شبهای عزیزمناجات مسجد کوفه امیرالمومنین هست!

 

ثانیا:

گفتم که یکی از آسیب های تفکر اسلامی همان بی ارزش تلقی کردن عمل است حالا،باید توجه داشت که یکی از گروه هایی که باعث رواج این فکر شدند بنی امیه بودند!بنی امیه برای اینکه اعمال فاسدشان و فسق و فجورشان مردم را برانگیخته نکند،گفتند اساس ایمان است و چون قدرت و ثروت هم داشتند و نیز عالم نماهایی را هم به اصطلاح خریدند! توانستند این فکر را در جامعه تقویت کنند که اساس ایمان است و اگر ایمان درست شد عمل مهم نیست علم کلام میگوید : فرقه ای هم به نام "مُرجِئه" در قرن دوم هجری ایجاد شد که همین عقیده را داشت و از قضا مورد حمایت بنی امیه قرار گرفت خب آیا واقعا ایمان اصل است؟!از یک دیدگاه بله ایمان اصل است!از معصوم پرسیدند ایمان چیست؟فرمود:"الایمان معرفه باجنان و اقرار باللسان و عمل بالارکان"یعنی ایمان اعتقاد قلبی اقرار به زبان و عمل با اعضا را شامل میشود!اگر امروز به شیعه نگاه منید درست مثل مرجئه های سنی و درست عکس حدیثی که آورده شد فکر میکند و فکر مرجئه پیدا کرده است!میگوییم یک یاعلی بگو یا یک جلسه بیا عزاداری کن یعنی انتسابت را به حضرات معصومین محکم کن!حالا دیگر کارت درست شده!اساسا فلسفه شهادت امام شهیدمان،حسین علیه السلام،زنده کردن عمل اسلامی بود،اشهد انک قد اقمت الصلوه و اتیت الزکاه و امرت بالمعروف و نهیت عن المنکر و جاهدت فی الله حق جهاده یک وقت در همان قرون اولیه اسلام یک شیعه و یک مرجی با هم جدال میکردند و مرجی میگفت عمل مهم نیست و اساس عقیده و ایمان است و شیعه میگفت عمل از ایمان منفک نمیشود بنا شد از اولین کسی که از سر کوچه بگذرد بپرسند و حرفش را قبول کنند از قضا اولین نفر یک موسیقیدان(به تعبیر خودمان یک هنرپیشه)بود و مرجی گفت الان است که به نفع من حکم دهد جریان را برایش گفتند و او هم حرف جالبی را گفت:"از سر تا کمرم شیعه و از کمر به پایین مرجی هستم!" یعنی در فکر شیعه و در عمل مرجی هستم!

وی به حال ملتی که بگوید بهشت را به بها نمیدهد به بهانه میدهند! در حالی که علی از بهشت تعبیر ""ثمن"" میکند

مدینه هم مسلمان داشت هم مسیحی و هم یهودی روزی مسلمانان گفتند حالا که ما ماسلمانیم هرکار کنیم اشکال ندارد و ما ممتاز هستیم مسیحی ها گفتند خیر ما اینچنین هستیم و یهودی ها هم طبق معمول! همین حرف را میزدند ببینید قرآن چگونه جواب میگوید:"لَیْسَ بِأَمانِیِّکُمْ وَ لا أَمانِیِّ أَهْلِ الْکِتابِ مَنْ یَعْمَلْ سُوءاً یُجْزَ بِهِ "میگوید خدا با کسی قوم و خویش نیست و جریان نه آنطوری است که شما مسلمان میگویید و نه آن طور که آن دو گروه میگویند بلکه خداوند هرکس که عهمل بدی از او سر زند کیفر میکند

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
سروش الف

احیای تفکر اسلامی(1)

مقدمه:
مکتب های فکری درست مثل انسان هم جسم دارند و هم روح!به تعبیر من هم شعار دارند هم شریعه!خوب است به مکتب خوارج نیم نگاهی بیاندازیم!شاید کسی که امروز علی را تکفیر کند و بگوید علی باید از ماجرای حکمیت توبه کند در هیچ جای دنیا نباشد!اما کسانی که روح این قضیه در زندگی شان رسوخ کرده کم نیستند!کافی است داستان خوارج را بدانی تا بفهمی شاید امثال  عبدالله بن وهب راسبی امروز نباشنداما خوارج ها هستند!مارقین کالبدشان پوسیده اما روحشان در کالبد های دیگر تناسخ* می یابد

بگذریم

__________________________________________

امروز طرز تفکر مسلمین از اسلام به شدت آسیب دیده است!

و برای احیای تفکر اسلامی راحی نیست جز اینکه ریشه های این آسیب را بدانیم؛خوب است بدانیم ریشه های این آسیب بسیار زیاد هستند بعضی از آنها مال همین قرن اخیرند بعضی مال دو قرن قبل و .... و بعضی هم مال 13 قرن پیش است یعنی صدر اسلام!

اولین آسیب که از قرون اولیه اسلام به ارث میبریم رجوع از تفکر واقع بینانه به خیال بافانه است (تند نروید!توضیح میدهم!)یعنی ما ارزش عمل را نادیده گرفته ایم و اسلام را فقط یک مکتب نظری دیده ایم و نه عملی!و ما تاثیر عمل را در سعادت بشر خوار شمرده ایم!در حالی که قرآن،این محکمترین راهنمای مسلمانان،میگوید:"و لیس للانسان الا ما سعی!"یا میگوید :"فمن یعمل مثقال ذره خیرا یره و من یعمل مثقال ذره شر یره" باور به این مساله شاید گره گشا ترین باور باشد باور به اینکه سرنوشت یک ملت دست خودش است!پس برای سعادت باید آستین بالا بزند!البته نیازمند تذکر نیست که عملی شایسته است و سعادتمند میکند که نیتش شایسته باشد؛که:"نیت المومن خیر من عمله"این دید در طی قرن ها نه تنها کم نشد که زیادتر هم شد!برای همین تمام افعال را متکلم گفتم!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پی نوشت:ان شا الله این مبحث از کتاب احیای تفکر اسلامی از شهید مطهری رو دنبال میکنم البته نثر و بعضا احادیث و روایات رو خودم اضافه کردم اما اساس حرف از مرحوم شهید مطهری هست!

*:تناسخ نام اعتقادی است در مردم شرق آسیا که میگویند: انسان بعد از مرگ جسمش میپوسد اما روحش به بن حیوان یا نسان دیگری میرود اگر در زندگی خوب باشد به بدن نوزاد انسانی میرود که مثلا پولدار است و خوب است و اگر بد باشد به بدن نوزاد حیوان یا انسان بدبختی میرود!این تفکر اگرچه درباره معاد یک تفکر ضاله است اما درباره آنچه گفته شد به نظر نزدیک میآمد

پینوشت 2:خیلی دوست دارم دوستان نظراشون رو بگویند ان شا الله

 

۴ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
سروش الف

هدف،وسیله را توجیه نمیکند!


"هدف،وسیله را توجیه نمیکند!"

جمله ی بالا از جملاتی است که هرکس که ادعایی دارد-یا به قول معلم دینی مان دکانی باز کرده!- این جمله را مدام تکرار میکند و بدان استناد میکند گویی خودش آنرا وارد زبان فارسی کرده،مثال بارزش خود من که همین الان همین طورم :(:)    (این شکلک اکتشاف من است!)

اما در ورطه عمل میبینیم همان مدعی ها اصلا با خلاف این جمله نافشان را بریده اند

اگر چند مثال را در ذهن خود مرور کنید شاید کمی با من هم عقیده شوید

مثلا با آقای ظریف و با اینکه رفتن با آمریکا مذاکره کردن و غیره مخالفیم خب اما یک سری میایند و میگویند اقا چرا ظریف نرفته جبهه؟!اگر از دور به این حرف گاه کنید میبینید چقدر حرف بی منطق است مگر معیار رفتن جبهه است پس باید از فردا یقه نصف علمای آنروز را بگیریم اصلا باید یقه ی شهید رجایی را هم بگیریم شهید باهنر را(البته اینها مثالند و نمیدونم واقعا رفتن یا نه اما فکر نکنم جبهه رفته باشن) اصلا خود آقا هم مسئول جبهه ها بودند که مرتب میرفتند و بعضی علما نظیر آقای جوادی آملی مسدولیت های تبلیغی و غیره داشتند که میرفتند و الا بنا نیست همه بروند جبهه که!بسیاری از علما وظیفه ی آنروزشان بدست گرفتن سلاح سربی نبوده و باید روی مسائلی نظیر اقتصاد اسلامی پس از انقلاب کار میکردند که شاید مثلا امثال شهید مطهری داشتند این کار را میکردند یا مثلا کسی مثل مرحوم عین صاد. خب این یک مثال

 

پینوشت:دوستانی که نظرات من رو در یکی از وبلاگ ها خونده باشن میدونن این پست و این مثال برای چی گذاشته شده

پینوشت2:این پست قدیمی تر است اما مثال آن که به آن اضافه شده جدید است پس با عرض معذرت تاریخ آنرا با دوباره نویسی بروز کردم

پی نوشت:مداد العلماء افضل من دما الشهداء   

"فیه تامل!"

۸ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
سروش الف

بعد از مدت ها یه پست درست و حسابی

امروز همه دوست دارند مبلغ شوند تا اینکه عمیق شوند

در حالی که نیاز بزرگ جامعه ما این است که عمیق شویم

امروز بزرگترین مشکل جامعه مون این است که انقلابی های آن نمیدانند میخواهند چه کار کنند

مثلا میدانند بنای اسلامی صدا و سیما از هم پاشیده است اما نمیدانند چه باید کرد

یا میدانند اقتصاد ما اقتصاد نئوکینزی(خودم امروز با این اصطلاح آشنا شدم الان جو گیرم!) و غربی است اما برای اسلامی کردن آن کاری بلد نیستند بکنند

این ها همه نمایانگر عدم وجود تعمق در دین است نیاز امروز ما همین است!

امروز همه میخواهند مثل آقای پناهیان مبلغ شوند تا مثل آن بی نام و نشان های بعضا زنده و بعضا خفته در خاک عمیق در دین بشوند و کار درست و حسابی تری بکنند(درست و حسابی تر از نظر حقیر)

یکی از آن ها که در زمان خودش هم تقریبا بی نام و نشان بود و بعد مرگش یا بهتر بگویم شهادتش شناخته شد همین شهید مطهری بود کتاب های او برای هرکس به اندازه درکش عالی و مفید است و انسان را عمیق میکند

امروز چیزی را امروز از زبان استادی فهمیدم که برای شما نیز میخواهم عرض کنم:

درباره اینکه آقا ما آیا باید عینا حکومت امیرالمومنین را اجرا کنیم یا نه؟ حدود 10 -17 نظر اساسی است خب شما ببینید چقدر این سوال اساسی است اینکه مثلا: آیا  ما باید عین حدیث را ترتیب اثر بدهیم یا نه؛باید شرایط زمان و مکان را هم اثر بدهیم حالا شرایط زمان و مکان را با چه تشخیص بدهیم با عقل! خب اینکه شبیه قیاس اهل سنت است و ... (که البته شاید قیاس هم نباشد)این ها تازه بدایات این حرف است این سوال یکی از اساسی ترین سوالهای اصولی است که روحانیون در حوزه باید به آن پاسخ بدهند و بسیار بر آن ها بحث میکنند امروز هرکس درباره این اصول باید یکی را انتخاب کند یا نظر جدیدی بدهد و بعد حرف بزند یعنی کسی که درباره اسلام حرف بزند و اینها را نداند به معنای واقعی کلمه حرف باد هوا زده است آنوقت است که یک نظر میدهد میشود نظر فلان عالم یک نظر دیگر میدهد میشود نظر بهمان عالم که این دو عالم 180 درجه از نظر روش فکری با هم فرق میکنند

 

 

 

پینوشت:امروز با استادم داشتیم راجع به همین حرفا حرف میزدیم واقعا استفاده کردم با این که فکر کنم نتونستم حتی 40 درصدش رو هم منتقل کنم اما خوشحالم!

پینوشت:حتما بخونید و نظراتتون رو بگین

پی نوشت:بعد از مدت ها یه پست درست و حسابی:)

بعدا نوشت: درباب استاد پناهیان و تعمق و تبلیغ باید بگم این دو مقوله جداست که البته ممکن است کسی هر دو را داشته باشد و ممکن است استاد پناهیان هم هر دو را داشته باشند اما آنچه مهم است انقلابی های ما مثل حقیر بیشتر دنبال تبلیغ هستند استاد پناهیان حتی اگر عمیق هم باشد بیشتر وجه تبلیغش مورد توجه این قشر است من این توجه انحصاری را نفی کردم نه اینکه آقای پناهیان مبلغ سطحی نگر است که اگر منظورم این باشد و بی دلیل و منطق و تحقیق گفته باشم خدا مرا ببخشد

۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سروش الف